محمدحسین قربانی

تجربه نویسی از جنس مدیریت، علوم انسانی، ورزش

محمدحسین قربانی

تجربه نویسی از جنس مدیریت، علوم انسانی، ورزش

۸ مطلب با موضوع «استراتژی» ثبت شده است

مجوز دادن به یکی از کارهایی تبدیل شده که ما در روزمرگی زیاد به خود می دهیم

مجوز عدم خلاقیت، مجوز سختی نکشیدن، مجوز عدم تلاش و عدم مسئولیت پذیری و ....

خیلی از ما وقتی زمان خالی پیدا می کنیم فقط به گوشی خود و شبکه های اجتماعی ان فکر می کنیم. این گرفتن موج سریع تکنولوژی که می تواند حسن خوبی باشد تبدیل به عادت به اتلاف وقت در ما شده است. اینقدر این مجوز برای ما عادی شده است که فکر نمی کنیم راه های جایگزینی هم برای زمان ازاد ما وجود دارد. مجوز اتلاف وقت کردن که چقدر زیاد شده است. وقتی کتاب یا فایل یا جزوه ای را دوست داریم به جای پرداخت هزینه برای ان، در اینترنت بصورت رایگان به دنبال ان می گردیم تا بدون پرداختن هزینه ای به ان دست یابیم. مجوز عدم تلاش. وقتی میخواهیم نمره خوبی در امتحان بگیریم بجای تلاش ترجیح می دهیم با کمک دوستان کمی درسخوان ان نمره را کسب کنیم. مجوز دزدی کردن به همین راحتی. در زندگی مجوز به خود زیاد می دهیم امیدوارم مجوز هایی بدهیم تا اینده از ان مجوز حس و حال خوبی داشته باشیم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۳۱
محمدحسین قربانی

کشور ما و فرهنگ ما  از نگاه کوتاه مدت و  فرصت طلبانه پر شده است. وقتی راننده تاکسی قیمت 1500 را بخاطر نیاز شدید مسافر به تاکسی 3000 می گیرد، به نظرتان این فرد اگر به جایگاه بالایی برسد  در این فرصتها چکار می کند؟ در دانشگاه یک رویداد ورزشی که برگزار می شود انواع و اقسام سواستفاده ها را می بینیم. از طولانی کردن رویداد توسط عوامل اجرایی برای دریافت پول بیشتر تا فاکتور کردن دوبل تغذیه ای که برای شرکت کنندگان فراهم شده است. وقتی در مکان اکادمیک این اتفاق ها می افتد چه انتظاری از دیگر نهادهای ورزشی می توان داشت. وقتی اساتید یک دانشگاه بخاطر استاد راهنما شدن از هزار حیله استفاده می کنند صحبت از وجود گرگ در جامعه شبیه یک لطیفه است. واقعیت این است در فرهنگ ما منفعت طلبی ریشه دار شده است. فردی که تا دیروز با استادی مشکل داشت، امروز بخاطر نمره بالای استاد او را فردی دقیق و محترم می شمارد. فردی که تا دیروز سیستم را قبول داشت امروز بخاطر جلوگیری سیستم از ادامه فعالیتش تبدیل به دشمن سیستم می شود.اکثر نق زدن ما از اجتماع و دولت برای درست شدن نیست بلکه درد ما این است که چرا ما در جایگاهی نیستیم تا بتوانیم ما از فرصتها استفاده کنیم. مانند انسانی که قبل از مسئولیت، دائم به سیستم نقد وارد می کرد اما بعد از  مسئولیت در سیستم، به ساکت ترین انسان روی زمین تبدیل شد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۵
محمدحسین قربانی

قبل از مصاحبه دکتری بود که اولین بار با ان اشنا شدم. برخی دانشگاه های خارج از کشور از دانشجو برای ورود به مقطع دکتری قیف تخصص می خواهند. برایم جالب بود و درباره اش بیشتر خواندم، هر چه بیشتر خواندم برایم جالب تر شد. داستان از این قرار است که برای متخصص شدن در یک حوزه نیازمند محورهای مکملی هم برای تخصص در ان حوزه هستیم مثلا وقتی می خواهی یک  معلم زبان خوب شوی علاوه بر تخصص کامل بر زبان نیازمند مهارتهای مکملی مثل روش تدریس خوب یا ارتباط خوب با دیگر اساتید یا فن بیان خوب و ... هم هستی و این مهارتهای مکمل در متخصص شدن تو کمک شایانی می کنند.

این مهارتها نیازمند تعادل می باشد و هر مهارتی به میزانی که نیاز است باید وارد قیف تخصص شوند که هر مهارت 5 سطح دارد که از مهارت پایه تا تخصص کامل متغیر است. ما برای متخصص شدن در یک موضوع علاوه بر مهارت علمی ان موضوع، نیازمند مهارت های عمومی ان بخش هم برای متخصص شدن هستیم


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۴۳
محمدحسین قربانی

دنیا در حال تغییر است یا بهتر بگویم در حال انفجار تغییر است. یکی از مسائلی که همیشه برای من جذاب بوده، بحث عدم قطعیت و استراتژی های آن است. دنیای اینده پر است از عدم قطعیت و بهتر است خود را برایش اماده کنیم. هنری مینتزبرگ جمله ای داره که میگه وقتی محیط، قابل پیش بینی است، شما نیازمند افراد باهوش هستید و وقتی محیط، غیرقابل پیش بینی است، شما نیازمند افراد دارای توان سازگاری هستید.

هر چند سخت اما دوست دارم مثبت فکر کنم که  نیروی انسانی سازگار باکیفیت بسیاری در ایران برای اینده وجود خواهند داشت.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۵۱
محمدحسین قربانی

داستان معروف مرد ماهیگیر.

مردی برای تهیه شام به ماهیگیری می رفت. فردی که ماهیگیری او را مشاهده می کرد متوجه شد هر وقت ماهیگیر یک ماهی بزرگ می گیرد، ان را به اب باز می گرداند و هر وقت ماهی کوچک می گیرد، ان را نگه می دارد. به سمت مرد رفت و از ماهیگیر دلیل کارش را جویا شد. ماهیگیر پاسخ داد: خیلی ساده است چون ماهی تابه من کوچک است. در روش قیاسی افراد و سازمانها از پیدا کردن راه حل های جدیدی که می تواند مشکلات بزرگ را به خوبی مشکلات کوچک حل کند اغماض می کنند و بر حل مشکل کوچک خود متمرکز می شوند اما در روش استقرایی فرد یا سازمان ابتدا راه حل های جدید را در نظر می گیرند و سعی می کنند مشکلاتی را پیدا کند که این راه حل ها می توانند انها را حل کند. بنابراین اگر مرد ماهیگیر بر کوچکی ماهی تابه تمرکز نمیکرد، می توانست ماهی های بزرگتری را به خانه خود ببرد و مقداری از ان را بفروشد و یا به همسایه گرسنه اش بدهد و یا مقداری از ان را برای روزهای اینده منجمد کند. برگرفته شده از کتاب مدلهای کسب و کار آلن آفوا
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۳۴
محمدحسین قربانی

گاهی در مدارس ابتدایی و کودکستان ها می بینم که والدین با اصرار از معلم بچهایشان می خواهند که بازی هایی برای بچهایشان در نظر بگیرند که باعث باهوش تر شدن انها شود. نمی خواهم نفی کنم و بگویم این کار اشتباه است اما هدف اول بازی باید خود بازی باشد نه چیزهای دیگر. بازی برای لذت بردن کودکان است. حالا کودک می تواند هم لذت ببرد هم باهوش شود هم مهارتهایش بهبود یابد ولی به هیچ وجه به نظرم قابل توجیه نیست که بازی و لذت فدای مسائل دیگر و کم اهمیت تر شود.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۶
محمدحسین قربانی

رفتن یا نرفتن مسئله این است. به نظرم این مسئله جواب قطعی ندارد و  بر مبنای هر شخص می تواند جواب متفاوتی را داشته باشد. علاقه فرد، شخصیت فرد، اهداف فرد، روحیه فرد و .... می تواند در جواب تاثیر گذار باشند مثلا فردی که درامد بالا می خواهد اشتباه است دانشگاه را انتخاب کند. اگر فردی تحقیق کردن و تدریس را دوست نداشته باشد بعید میدانم درس خواندن در مقاطع تحصیلات تکمیلی به او کمک بسیاری کند. مسئله تجربی بسیار مهم این است که به کلاسها و استاد وابسته نشوید. حرف کلیشه ای این است اگر دانشجو هستید شما باید به دنبال دانش باشید نه منتظر باشید کسی ان را در اختیار شما قرار دهد.در کل در دانشگاه هر چه به محصول اصلی ان (مدرک) کمتر توجه کنید و به    یا محصولات جانبی ان توجه کنید موفقتر خواهید بود. محصولات جانبی مثل ارتباطات با اشخاص بهتر و  کسب تجربه و مهارتهای دیگری که در دوران تحصیل یاد می گیرید. اکثر وقتها بعد از هر کلاس و دوره فکر میکنم ایا به میزان وقتی که صرف کرده ام، چیز با ارزشی بدست اورده ام؟ جواب خیلی اوقات منفی است اما حداقل یاد می گیرم هیچوقت مثل استاد کلاس یا دوره تدریس نکنم. روزی با یکی از همکلاسیهایم در این رابطه صحبت میکردم و او معتقد بود افرادی مثل او که اهمال کاری دارند و خودخوان چیزی نمیخوانند دانشگاه برایشان خوب است ولی مگر انسان حافظه اش چند درصد مطالب دانشگاه را بعد از یکسال به یاد می اورد؟
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۳۰
محمدحسین قربانی

دیروز در تکمیل تحقیقی دوباره به موضوع اشنایی برخورم تناقض استاکدیل. اولین بار فکر میکنم در کتاب بهتر از خوب جیم کالینز بود که  با ان مواجه شدم. داستان دریا سالاری که بعد از هشت سال  از اردوگاه زندانیان جنگ ویتنام ازاد شد. استاکدیل می گوید که هیچوقت نسبت به پایان ماجرا تردید نداشتم نه تنها مطمئن بودم ازاد می شوم بلکه میدانستم پیروزی نهایی با من است. دقت کنید او بیش از 20 بار شکنجه شد و از حقوق یک زندانی هم محروم بود.بعد در جواب سوال چه کسی نتوانست ان شرایط زندان را تحمل کند جواب داد خوشبین ها!!! همان هایی که فکر می کردند جشن میلاد مسیح ازاد می شوند و سال نو می شد و ازاد نمی شدند. بعد می گفتند در عید پاک ازاد می شویم، عید پاک هم می گذشت و ازاد نمی شدند. بعد نوبت روز شکر گذاری می رسید، ان هم می امد و میرفت و خبری از ازادی نبود. استاکدیل می گوید نباید نسبت به عاقبت خود تردید کنی وگرنه می بازی و جرات باید داشته باشی و با واقعیت هر چند تلخ و ناگوار روبه رو شوی. همه ما در گذر عمر با حقایق تلخ و حوادث کمرشکنی روبه رو میشویم. شاید بیماری، جراحت، تصادف و از دست دادن عزیزان یا شغل خود باشد. نکته ای که وجود دارد بودن یا نبودن در سختی نیست بلکه روش برخورد با این واقعیات تلخ است. در واقع تناقض استاکدیل بیان می کند به پایان خوش ماجرا ایمان داشته باش در عین حال با وقایع تلخ زندگی هم باید روبه رو شوی. داستان این است که نمیتوانی موفق شوی وقتی هیچ خونی از دماغت بیرون نیامده، وقتی شلوارت یکبار کثیف نشده، بدون یکبار زمین خوردن نمیتوانی موفق شوی. تقریبا اکثر شرکت های موفق همزمان و بطور منظم با بیشتر حقایق ناگوار وضع موجود جامعه شان روبه رو می شوند. شکست می خورند و یاد می گیرند و می دانند روزی موفق می شوند شاید دیر اما حتمی. این مختص به شرکت ها نیست خیلی از افراد بزرگ جهانمان شرایط بسیار بدی را در زندگی تجربه کرده اند اما به اینده خوب خود شک نکردند. سعی می کنم هر تحقیقی انجام دادم بخش جالبی از ان را به اشتراک بگذارم توصیه استاکدیل را فراموش نکنید در جشن میلاد مسیح ازاد نمی شویم پس مقاومت کن. راستی کتاب بهتر از خوب برای هر کسی و هر وضعیت و هر شغلی جالب است. خواندنش را توصیه میکنم
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۳۸
محمدحسین قربانی
محمدحسین قربانی
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید